تناقض ميان شاخصهاي كيفيت هوا و سخنان استاندار / شاخصها: هواي تهران در شرايط هشدار است، استاندار: مردم نگران نباشند
پیک ایران: ایلنا: با وجود اينكه ديروز بنا براعلام مركز هماهنگي و اطلاعرساني آلودگي هوا، ميانگين غلظت آلاينده ذرات معلق كمتر از 5/2 ميكرون و فراتر از حد مجاز بود و شاخص كيفيت هواي تهران در شرايط هشدار قرار داشت و حتي ايستگاههاي شهرداري منطقه 16 و منطقه 19 به لحاظ آلايندهها ذرات معلق كمتر از 10 ميكرون در شرايط اضطرار قرار گرفته بود، مرتضي تمدن استاندار تهران ديشب پس از پايان جلسه كميته مواقع اضطرار آلودگي هواي تهران گفت: هماكنون هواي تهران وضعيت حادي ندارد، بنابراين مردم نگران نباشند.
به گزارش خبرگزاري ايلنا، مرتضي تمدن استاندار تهران در پايان جلسه كميته مواقع اضطرار آلودگي هواي تهران با بيان اينكه هم اكنون شرايط و وضعيت حادي بر هواي تهران حاكم نيست ،گفت: دليلي براي نگراني مردم در مورد وضعيت هواي تهران وجود ندارد.
تمدن با اشاره بر شاخص هاي اعلام شده از سوي سازمانهاي ذي ربط در كميته اعم از محيط زيست ،هواشناسي و شهرداري تهران ،افزود :شاخص هاي دي اكسيد گوگرد ، دي اكسيد كربن ، ازون، دي اكسيد نيتروژن وآلايندگي گازها در هواي تهران در مرز استاندارد قرار دارد.
اوبا تأكيد بر اينكه كميته اضطرار آلودگي هواي تهران و كارگروه كاهش آلودگي هواي تهران دائما وضعيت هواي تهران را رصد مي كنند ،تصريح كرد: هرگاه احساس كنيم مشكلي براي مردم در هواي تهران ايجاد مي شود تصميمات مقتضي اخذ شده و به موقع به اطلاع مردم مي رسد.
او تصريح كرد:متاسفانه برخي از سايتهاي خبري بي مورد و بدون استدلال علمي و تنها بر اساس نظرهاي شخصي در خصوص وضعيت هواي تهران اظهار نظر كرده و مردم را بي دليل نگران مي كنند.
تمدن گفت: قضاوتها و اعلام وضعيت هوا بايد بر اساس معيارهاي مستدل و بر اساس نتايج اندازه گيري دستگاهها و ابزارهاي دقيق علمي صورت گيرد و درغير اين صورت نمي توان قضاوت صحيحي داشت .
تمدن با ذكر اينكه مردم به هيچ عنوان نگران نباشند، گفت :مامراقب ومسئول سلامت مردم هستيم و نمي توانيم نسبت به سلامت آنان بي اعتنا باشيم.
او باذكر اينكه كميته مواقع اضطرار آلودگي هواي تهران و كارگروه كاهش آلودگي هواي تهران طرح هاي كوتاه مدت و بلند مدتي را براي اين امر در دستور كار قرار داده است تصريح كرد :بر اساس اعلام سازمان هواشناسي استان هم اكنون ديد عمومي درهواي تهران حداقل 2كيلومتر است درحالي كه طي 35روزي كه هواي تهران در شرايط ماندگاري هشدار قرار داشت افق ديد عمومي زير200متر بود.
تمدن با اعلام موفقيت آميز بودن طرح زوج وفرد در تهران از ارسال اين طرح به شوراي عالي ترافيك كشور خبر داد و گفت:اين طرح هم اكنون تبديل به يك خواست عمومي شده است بطوريكه طي دونوبت نظر سنجي بيش از 65درصد شهروندان تهراني خواستار ادامه طرح شدند.
استاندار تهران گفت:امابه هرصورت شهروندان داراي حقوقي اند كه بايد آنرا درنظر گرفت و
نمي توانيم همه افراد را نسبت به تردد در همه نقاط شهر محدود كنيم.
تمدن با بيان اينكه اين طرح نياز به اصلاحاتي دارد كه دربر گيرنده منافع حقوق شهروندي همه شهروندان باشد خاطر نشان كرد :اميدواريم اين طرح درموقع مقتضي با اصلاحاتي كه انجام ميشود و با مشورت مردم در تهران به اجرا درآِيد.
همچنين علي اشرفي پور مديركل سازمان حفاظت از محيط زيست استان تهران ودبير كميته مواقع اضطرار آلودگي هواي تهران با اعلام اينكه اين كميته براي شهروندان همواره درمواقع و شرايط مختلف هوا توصيه هايي دارد از شهروندان خواست تا از وسايط نقليه عمومي براي ترددهاي درون شهري استفاده كرده و از تردد بي مورد با خودروهاي شخصي خودداري كنند.
اشرفي پور تصريح كرد: راهنمايي و رانندگي نيز بادقت از تردد خودروهاي دود زا و فاقد معاينه فني جلوگيري خواهد كرد.
او خاطر نشان كرد: به سالخوردگان ،بيماران قلبي و گروههاي آسيب پذير نيز توصيه مي شود از تردد بي مورد در مناطق مركزي شهر خودداري نمايند .
اشرفي پور گفت: همچنان از فعاليتهاي واحدهاي آلو ده كننده صنعتي و معدني هوا به نحو مقتضي جلوگيري بعمل مي آيد.
ایران، دارای بیشترین روزنامه نگاران تبعیدی در سال 2010

صدای آمریکا: سازمان گزارشگران بدون مرز، در پایان سال ۲۰۱۰ بیلان یک ساله آزادی مطبوعات در سال گذشته میلادی را منتشر کرده است. سازمان گزارشگران بدون مرز می گوید سال ۲۰۱۰ با رشد چشمگیر ربودن خبرنگاران از سال های قبل متمایز می شود. به گزارش این سازمان مدافع آزادی بیان، در یک سال گذشته در سطح جهان، ۵۱ خبرنگار ربوده شدند.
گزارشگران بدون مرز می نویسد در سال ۲۰۱۰، در کشورهای مختلف جهان ۵۷ روزنامه نگار کشته و ۵۳۵ روزنامه نگار دستگیر شده اند. این سازمان بین المللی همچنین می نویسد ۱۲۷۴ روزنامه نگار مورد تعرض و تهدید قرار گرفته اند، ۱۲۷ روزنامه نگار تبعید شده اند، ۱۵۲ وبلاگ نویس مورد تعرض و تهدید قرار گرفته اند و همچنین ۶۲ کشور دسترسی آزاد به اینترنت را محدود کرده اند.
دبیر اول گزارشگران بدون مرز درباره خبرنگارانی که حین انجام وظیفه در سطح جهان کشته شده اند گفت: «نسبت به سال گذشته تعداد کمتری خبرنگار در مناطق جنگی کشته شده اند، اما آنان بیش از همه قربانی تبه کاران و باندهای قاچاق مواد مخدر شده اند». به گفته ژان فرانسوا ژولیارد، باندهای مافیایی و شبه نظامیان نخستین عاملان قتل خبرنگاران در جهان هستند و مقامات کشورهایی که در آنها خبرنگاران به قتل می رسند، مسئولیت اصلی را در این زمینه دارند.
در سال ۲۰۱۰، خبرنگاران در ۲۵ کشور جهان کشته شده اند و نزدیک به ۳۰ درصد خبرنگاران کشته شده در آفریقا به قتل رسیده اند و آسیا با ۲۰ مورد قتل و پاکستان در صدر این کشورها با ۱۱ روزنامه نگار کشته شده، مرگبارترین قاره جهان به شمار می رود.
گزارشگران بدون مرز می گوید آنگونه که آمار نشان می دهد، در کشورهایی چون افغانستان، کلمبیا، عراق، مکزیک، پاکستان، فیلیپین، روسیه و سومالی هیچ تغییر چشم گیری رخ نداده است و می توان گفت فرهنگ خشونت علیه مطبوعات در آنها نهادینه شده است. به گفته این نهاد مدافع حقوق بشر، افغانستان، عراق و مکزیک سه کشور پر خشونت در طی ده سال گذشته بودند.
گزارشگران بدون مرز می گوید در سال ۲۰۱۰، ایران برای دومین سال متوالی با ۳۰ روزنامه نگار تبعیدی بیشترین تعداد فرار روزنامه نگاران را به خود اختصاص داده است. همچنین حدود ۱۵ روزنامه نگار اتیوپیایی و سومالیایی در سال گذشته کشورشان را ترک کردند.
دو فعال جنبش زنان در قم در آستانه زندان

صدای آمریکا: اداره اجرای احکام دادگستری قم از مریم بیدگلی و فاطمه مسجدی خواسته است حداکثر تا روز شنبه، یازدهم دی ماه، برای گذراندن حکم شش ماه حبس، خود را معرفی کنند. این دو عضو کمپین یک میلیون امضا تهدید شده اند که در صورت امتناع ازاین دستور توسط ماموران جلب خواهند شد.
شعبه سوم دادگاه تجدید نظراستان قم روز ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۹ فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی، دو عضو کمپین یک میلیون امضا در قم را به شش ماه زندان محکوم کرد. دادگاه بدوی پیش تر آنان را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.
ماجرا زمانی آغاز شد که فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی به هنگام تحقیقات خود در زمینه قتل های ناموسی، در جریان پرونده دختری قرار گرفتند که مورد تجاوز پسر یکی از متنفذان قم قرار گرفته و وادار به سقط جنین شده بود. این دو فعال حقوق زنان با گرفتن وکیلی برای دختر جوان می کوشند به او کمک کنند. اما همراه با وکیل پرونده تحت تعقیب وزارت اطلاعات قم قرار می گیرند، تا جایی که وکیل مورد بازجویی قرار می گیرد. روز ۱۷ شهریور ۱۳۸۸ فاطمه مسجدی در کرج و مریم بیدگلی در قم توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت می شوند و پس از9 روز بازجویی های طولانی در بازداشتگاه اطلاعات قم، به بند نسوان زندان لنگرود قم منتقل، و پس از ۱۲ روز بازداشت، با وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد می شوند. این دو فعال زنان در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند که این حکم در دادگاه تجدید نظر به شش ماه کاهش یافت.
شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال زنان که اکنون در آلمان به سر می برد، و از آغاز در جریان این پرونده قرار داشته است با صدای آمریکا در این باره گفت و گو کرده است.
صدای آمریکا: خانم صدر به نظر شما آیا این تضییقات و فشارها بر دوفعال کمپین به دلیل اعمال نفوذ صاحب پرونده تجاوز است؟
شادی صدر: به عقیده من حتی اگر در آغاز ماجر، فشارها به خاطر مسکوت گذاشتن ماجرای تجاوز بوده، اما مسئله اصلی حساسیت اطلاعات به کمپین است. چرا که بعدها در بازجویی ها دیگر بحث آن خانم جوان مطرح نمی شود . همه چیز دور فعالیت آنها در کمپین دور می زده. فعالیت های آنها در کمپین، در جنبش زنان و نامه ها و مصاحبه های آنها مطرح بوده است.
صدای آمریکا: در بازجویی ها به آنها گفته اند که با کمک شادی صدر قصد راه اندازی تشکیلاتی در قم داشته اند. اساس این حرف از کجاست؟
شادی صدر: این اتهام کاملا بی اساس است. بعد از آن که برای آنها پرونده تشکیل می شود چون احساس خطر می کردند با من تماس گرفتند و با دادن اطلاعات مربوط به پرونده شان ازمن خواستند که در صورت بازداشت وکالت شان را به عهده بگیرم. که این کاملا امری طبیعی و حق قانونی آنهاست.
صدای آمریکا: نظر شما درباره تخلفات قانونی و استدلال هی پرونده و تفهیم اتهامات خانم ها مسجدی و بیدگلی چیست؟
شادی صدر: اتهام آنها «تبلیغ علیه نظام به نفع گروه فمینیستی (کمپین ) مخالف نظام از طریق انتشار و جمع آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان» ذکر شده است. اولا: این اولین بار است که دونفر به خاطر جمع آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز حکم زندان می گیرند. پیش از این اعضای کمپین را بازداشت می کردند اما پس از مدت کوتاهی آزاد می شدند. دوم آن که در این حکم صحبت کردن از قوانین، مصداق تبلیغ علیه نظام شده است. معنی این حرف آن است که این خودِ قوانین هستند که ضد نظام جمهوری اسلامی اند، چرا که توضیح دادن درباره آنها به منزله تبلیغ علیه نظام تلقی شده است. سوم آن که پس از رأی دادگاه بدوی و در جریان دادگاه تجدید نظر، اتهام های تازه ای چون امضای نامه ای در مخالفت با عضویت جمهوری اسلامی در کمیسیون مقام زن و مصاحبه خانم بیدگلی با سایت جرس هم به پرونده اتهامات افزوده می شود. در حالی که این اقدامات، حتی اگر مجرمانه هم باشد، بعد از دادگاه بدوی روی داده است و از نظر حقوقی نمی توان پرونده ای را با اتهام های مشخص تشکیل داد و در جریان رسیدگی اتهام های دیگری را به آن افزود. برای این کار باید پرونده جدیدی برای رسیدگی به آن اتهام های جدید تشکیل داد.
در جریان این اقدام ها مریم بیدگلی که سردبیری خبر را در صدا و سیمای قم برعهده داشت از کار برکنار شد و پس از چند ماه با تنزل رتبه به سرکار برگشت. فاطمه مسجدی نیز که در مرکز حقوق بشر دانشگاه مفید کار می کرد، توسط حراست دانشگاه از ورود به دانشگاه ممنوع و از کار بیکار شده است. او همچنین از کشور ممنوع الخروج شده و به این ترتیب از فرصت ادامه تحصیل بازمانده است. فاطمه مسجدی سال گذشته از دانشگاهی در آلمان برای تحصیل در درجه دکترا پذیرش گرفته بود.

شادی صدر معتقد است که این فشارها خود از مصادیق آشکار تخلف از قانون است. زیرا بنا به حکم دادگاه، این دو نفر تنها به گذراندن حبس محکوم شده اند و حکمی درباره ممنوعیت از خروج از کشور یا انفصال از خدمت علیه آنها صادر نشده است.
شعبه سوم دادگاه تجدید نظر قم حکم یک سال حبس دو عضو کمپین را به شش ماه کاهش داده است. اما خانم صدر همین امر را نیز مصداق بارز دیگری از احکام غیرقانونی این پرونده می داند.
شادی صدرمی گوید: «اگر دادگاه تجدید نظر حکم دادگاه بدوی را نقض کند و آن را کاهش دهد بنابر قانون باید آن را به حداقل کاهش دهد. حداقل محکومیت برای تبلیغ علیه نظام سه ماه حبس است. و چون سه ماه حبس قابل خرید است، اساسا آن ها نباید زندانی شوند».
خاله فاطمه مسجدی که پس از مرگ مادرش از فرزندان خواهرش مراقبت می کند، در تماس تلفنی اداره اجرای احکام به آنان گفته است که نمی گذارد دخترشان را به زندان ببرند. آیا محکوم می تواند از رفتن به زندان خودداری کند؟
شادی صدر در این جا نیز مصداق دیگری از اقدام غیرقانونی دستگاه قضایی را می یابد. او در پاسخ به این سوال می گوید: «اساسا نمی توان با تماس تلفنی حکمی را ابلاغ کرد. از نظر قانونی ابلاغ حکم باید تا سه بار به صورت احضاریه کتبی به خانه متهم فرستاده شود. هربار نیز به متهم سه روز فرصت داده می شود. بنابراین، ابلاغ حکم معرفی برای اجرای حکم از طریق تلفن از نظر قانونی بی اعتبار است. به گفته خانم صدر پس از طی این مراحل اگر متهم خود را معرفی نکند، حکم جلب او صادر می شود و در صورتی که شخص غایب باشد، وثیقه به اجرا در می آید.
پس از رد شدن وکالت عبدالفتاح سلطانی و شادی صدر، در حال حاضر مهناز پراکند، وکالت مریم بیدگلی و فاطمه مسجدی را برعهده دارد.
صدای آمریکا: خانم صدر، مریم و فاطمه پیش از این از شما خواسته بودند که وکالتشان را به عهده بگیرید و اگر مخالفت دادگاه با وکالت شما نبود احتمالا شما وکیل شان بودید. در این صورت و با توجه به وضعیت پرونده در حال حاضر، توصیه شما به موکلانتان چه می بود؟
شادی صدر: توصیه می کردم که به همه دلایلی که گفته شد، خود را معرفی نکنند و صبر کنند تا احضاریه رسمی به خانه شان فرستاده شود.
شبح دروغ بر فراز بازار کار ايران

رادیو فردا:
چنين آماری تا به امروز هم از سوی آقای شيخ الاسلامی، وزير کار و امور اجتماعی اعلام شده و هم از سوی آقای احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی، و هر بار هم با ناباوری روبرو شده .
با تکرار اين آمار، ترديد ها بر طرف نمی شوند، مگر آنکه دلايل قانع کننده ای عنوان بشود در تاييد آنها. فعلا از اين دلايل خبری نيست.
در فاصله ده ساله ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸، يعنی دوران زير پوشش برنامه های سوم و چهارم، کل مشاغل ايجاد شده در کشور، حتی بر پايه يک محاسبه خوشبينانه، به طور متوسط معادل ششصد هزار شغل در سال بوده است. در سال ۱۳۸۹ چه اتفاقی افتاده که يکباره رقم شغل های تازه ايجاد شده در کشور ۲.۵ برابر شده و به يک ميليون و پانصد هزار ميرسد. آيا سرمايه گذاری در کشور دچار جهش شده و ما خبر نداريم؟ آيا رونق ناگهانی صادرات غير نفتی صد ها هزار بيکار ايرانی را صاحب شغل کرده؟ آيا سرمايه گذاران خارجی به ايران هجوم آورده اند و در سراسر کشور کارخانه ايجاد کرده اند؟
به هر حال چنين جهشی در بازار کار نه تنها در تاريخ اقتصادی ايران، بلکه در تاريخ اقتصادی دنيا بی سابقه است. با چنين شيوه اطلاع رسانی، حتی آدم های خيلی خوشبين هم اعتقادشان را به آمار دولتی جمهوری اسلامی از دست ميدهند…
آيا ايجاد يک ميليون فرصت شغلی در نه ماه گذشته، آنگونه که مقام های ارشد جمهوری اسلامی ميگويند، نمی تواند ناشی از اوجگيری رشد اقتصادی در ايران باشد؟
اصل مساله هم بر سر نرخ رشد است. در تمام کشور های دنيا، بازار کار با نرخ رشد اقتصادی ارتباط نزديک دارد. تنها با سرمايه گذاری و ايجاد بنگاه های توليدی است که می توان کار ايجاد کرد. البته در ايران، که اقتصادش نفتی است، نرخ رشد می تواند تنها به دليل اوجگيری دريافتی های ارزی بالا برود، ولی به هر حال اين شاخص به نوعی بر بازار کار تاثير ميگذارد.
نرخ رشد توليد ناخالص داخلی ايران، يا همان نرخ رشد، در سال ۱۳۸۶، بر اساس آمار بانک مرکزی، رسيد به ۶.۹ در صد. ولی از آن موقع تا امروز، آمار نرخ رشد منتشر نشده. در واقع برای سال های ۱۳۸۷، ۱۳۸۸ و نه ماهه اول ۱۳۸۹، هيچ رقمی در دست نيست، ولی بر پايه گفته های اين يا آن مقام رسمی، اين شاخص طی اين مدت در سطح پايينی بوده، احتمالا بين نيم تا يک در صد. با چنين سطحی از رشد، چطور امکان دارد کشور دو برابر و نيم ميانگين سال های پيش، شغل تازه ايجاد کرده باشد؟
چرا بانک مرکزی از انتشار نرخ رشد توليد ناخالص داخلی ايران خود داری ميکند؟ چه دليلی را برای عدم انتشار اين شاخص بسيار مهم اقتصادی ارائه ميدهد؟
به تازگی حسين قضاوی، معاون اقتصادی بانک مرکزی، گفت که علت عدم انتشار آمار مربوط به رشد اقتصادی از سال ۱۳۸۷ تا به امروز، اختلاف نظری هست که در اين زمينه بين بانک مرکزی و وزارت صنايع جمهوری اسلامی وجود دارد. ظاهرا اين دو نهاد نتوانسته اند بر سر ارزيابی شمار بنگاه های صنعتی به توافق برسند.
البته بخش مهمی از صاحبنظران اقتصادی در ايران ميگويند بانک مرکزی نرخ رشد را اعلام نميکند، چون اين شاخص در سطح بسيار پايينی است.
در مورد انتشار آمار بيکاری هم ما با همان اشفتگی روبرو هستيم، تا جايی که حتی سر و صدای رسانه های حامی دولت هم در آمده. مرکز آمار ايران نرخ بيکاری کشور در بهار گذشته را، که ۱۴.۵ در صد بود، اعلام کرده، ولی از انتشار اين شاخص در تابستان و پاييز خود داری ميکند. همزمان با خود داری از انتشار آمار بازار کار، دستگاه های رسمی جمهوری اسلامی از ايجاد يک ميليون شغل تازه در کشور طی نه ماه گذشته صحبت ميکنند.
با اشاره به همين دوگانگی، پايگاه خبری «جهان نيوز» وابسته به احمد زاکانی، نماينده اصولگرای مجلس، از داغ شدن «بازار گمانه زنی» درباره بازار کار صحبت ميکند و می نويسد : «خودداری مراکز مسوول در اعلام اين شاخص مهم اقتصادی شک و ترديد را در خصوص افزايش چشمگير نرخ بيکاری در کشور افزايش میدهد؛ چرا که نشانههای رکود در اقتصاد آشکارتر از گذشته مشهود و آشکار است لذا افزايش نرخ بيکاری دور از انتظار نيست. اما اميد است مسوولان به جای پنهانکاری، صادقانه با مردم و کارشناسان برخورد کنند تا آنان نيز بتوانند مسوولان را ياری کنند.»
«بازداشت بيش از ۱۳۰ روزنامه نگار و وب نگار زندانی در یک سال»

رادیو فردا:
رضا معينی،مسئول بخش ایران گزارشگران بدون مرز، در مورد گزارش سالانه این نهاد به رادیو فردا می گوید: «آمارهايی در اين مورد وجود دارند از جمله آمار تعداد کشته شدن روزنامه نگاران که در سال جاری – يعنی سال ۲۰۱۰ ، تعداد ۵۷ نفر گزارش شده است که در سال پيش از آن اين تعداد ۷۶ نفر بوده است.
اما نسبت بقيه آمارهای سال ۲۰۱۰ را به نسبت سال پيش از آن بايد بررسی کرد. سال گذشته ما با حوادث خاصی در سراسر جهان رودرو بوديم. اما يک واقعيت ديگری که در اين آمارها وجود دارد، تثبيت روند سرکوب و سانسور در جهان است.
يعنی اين آمارها اگر هم کمتر باشد و يا تقريبا يکی باشد با آمار سال پيش از آن، اما تثبيت روند سانسور و سرکوب متاسفانه خبر خوبی نيست.»
يعنی وضعيت آزادی بيان در سال ۲۰۱۰ بهبود پيدا نکرده است؟
خير بهبود پيدا نکرده است. اگر چه آمارها در رابطه با کشتار نسبت به سال گذشته که وضعيت خاص تری بود کاهش پيدا کرده است اما اين به معنای بهتر شدن وضعيت مطبوعات و آزادی بيان در جهان نيست.
آقای معينی در واقع شما به نوعی اشاره می کنيد که جنس گرفتاری های روزنامه نگاران در جهان تغيير کرده است. البته اين را می شود در جدول آماری شما هم مشاهده کرد، آنجا که آمار روزنامه نگاران ربوده شده در سال ۲۰۱۰ به نسبت روزنامه نگاران ربوده شده در سال ۲۰۰۹ افزايش ۵۵ درصدی داشته است، اما آيا می توانيم چنين نتيجه ای بگيريم؟
دقيقا. اين نتيجه گيری از اين زاويه است که ما وقتی به واقعيت روزنامه نگاری در سراسر جهان نگاه می کنيم به اين نتيجه می رسيم که اين ناظران خارجی و بی طرف بايد در اين شرايط ، وضعيت خاصی را داشته باشند. يعنی به عنوان ناظر خارجی در همه مناطق بتوانند حضور پيدا کنند. اما وقتی که اين گونه نيست ، حضور بی طرفانه و وظيفه اطلاع رسانی آنها مورد سوال قرار می گيرد و حتی مورد احترام قرار نمی گيرد. از اين زاويه مسئله بسيار نگران کننده است.
دو نوع ربايش خبرنگاران را در سال جاری تجربه کرديم. يکی ربودن مستقيم در بخش ها و مناطق جنگی مثل افغانستان و پاکستان ساير مناطق درگيرو در ساير جاههايی که باندهای قاچاق مواد مخدر و حتی گاه دولتی، به نوعی گروگانگيری می کنند.
اگر چه در اين مورد به طور مشخص در گزارشمان صحبت نکرده ايم اما بخشی از زندانيان را هم می شود به عنوان گروگان به حساب آورد.
من فکر می کنم که دو روزنامه نگار آلمانی که در ايران بازداشت شده اند را نام ديگری به جز گروگان نمی توان بر آنها نهاد.
آقای معينی، شما بر حسب وظيفه ايی که در سازمان گزارشگران بدون مرز داريد که همان رصد کردن وضعيت آزادی بيان در کشورهای فارسی زبان است، چه تفاوتی بين خطرات و مخاطراتی که بر سر راه آزادی بيان در افغانستان وجود دارد و همين مخاطرات در کشوری مثل ايران می بينيد؟
واقعيت اين است که اگر همين طور بر اساس آمار و با تکيه بر شاخص های مشخص خودمان بخواهيم بگوييم بايد بگويم در حال حاضر در افغانستان فقط يک روزنامه نگار زندانی وجود دارد که به شکل غير قانونی و عملا بر خلاف قوانين جاری در اين کشور و بنا بر قانون مطبوعاتشان دستگير شده است.
اين در حالی است که در ايران کاملا وضع بر عکس است. در افغانستان مجموعه آزادی بيان و آزادی مطبوعات هر چند که ضربه خورده است اما کماکان مورد احترام است. و از يک آزادی نسبی و حتی نسبت به منطقه، از يک آزادی بالايی بهره مند است.
در ايران اما اين گونه نيست. ما در سال گذشته به طور مشخص- به جز دو يا سه ماه – ديديم که ايران تبديل به بزرگترين زندان روزنامه نگار جهان شد.
همين امروز ايران با وجود ۳۵ روزنامه نگار زندانی، بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان است. در سال گذشته در ايران بيش از ۱۳۰ روزنامه نگار و وب نگار زندانی بازداشت شدند. و مورد بازجويی قرار گرفتند. در صورتی که در افغانستان فقط همين يک مورد را داشتيم.
بر اساس بيلان آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۰ که سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر کرد، ايران در يکی ديگر از شاخص های ديگر نيز ظاهرا گوی سبقت را از ساير کشورهای جهان ربوده است. و آن هم فرار روزنامه نگاران از کشور است.
آن طور که در گزارش شما ذکر شده است برای دومين سال متوالی است که ايران رکوردار خروج روزنامه نگاران از کشور است. اين پديده را شما چگونه ارزيابی می کنيد؟ آيا اين پديده به تازگی به گزارش های مربوط به آزادی بيان در سازمان گزارشگران بدون مرز افزوده شده است؟
زمانی که تامين جانی، شغلی و از نظر قانونی، تامين حقوق روزنامه نگاری وجود ندارد يا مورد احترام قرار نمی گيرد به شکل مشخص، يکی از راههای برون رفت از آن شرايط، مجبور شدن به ترک کشور است.
در طی سال گذشته به اسامی بيش از ۲۰۰ روزنامه نگار می رسيم که جلای وطن کرده اند و اين مسئله خودش يکی از شاخص ترين نقص های آزادی بيان و مطبوعات در يک کشور است.
خانواده نازنین خسروانی با او در زندان دیدار کردند

رادیو فردا: خانواده نازنین خسروانی، روزنامه نگاری که از آبان ماه بازداشت شده توانستند با او در زندان دیدار کنند.
نازنین خسروانی، روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلبی چون نوروز، بهار، کارگزاران و شرق در بیش از یک سال گذشته فعالیت مطبوعاتی نداشته و در روز ۱۲ آبان ماه امسال بازداشت شد.
در ابتدا مشخص نبود خانم خسروانی به چه اتهامی بازداشت شده ولی پس از چند روز عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران گفت که او به جرم «اقدام علیه امنیت ملی» دستگیر شده است. دادستان تهران گفته بود پرونده این روزنامه نگار به زودی به دادگاه فرستاده می شود.
گزارش ها حاکی است ملاقات خانواده نازنین خسروانی با او صبح پنجشنبه به صورت کابینی برگزار شده و خانواده وی روحیه این خبرنگار بازداشتی را بسیار خوب توصیف کرده اند.
نازنین خسروانی از زمان دستگیری فقط یک تماس تلفنی با خانواده خود داشته و ملاقات اخیر، تنها دیدار او با خانواده اش بوده است. در همان گفت وگوی تلفنی گفته بود که در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين است.
اعظم افشاريان، مادر نازنين خسروانی، درباره سخنان دادستان عمومی و انقلاب تهران در مورد اتهاماتی که به دخترش زده شده، پیشتر به راديو فردا گفته بود: «متاسفانه من هم اين صحبتها را شنيدهام که آقای دادستان گفته است دخترم جرم امنيتی دارد و به نظر من، اين حرف خيلی سنگينی است که دادستان زده است.»
خانم افشاریان گفته بود: «من که مادر نازنين هستم، میدانم دخترم يک سال و نيم بيکار بود و با هيچ روزنامهای کار نمیکرد و حداقل حدود هشت ماه در خانه کنار من بود و من در جريان تمام برنامههايش بودم، بنابراين اين حرف را کاملا رد میکنم و فکر میکنم اينجا سوءتفاهمی وجود دارد و هنوز هم به اين مسئله معتقدم.»
مصر به اعضای ايرانی کاروان کمک آسيا به غزه ويزا نداد

رادیو فردا: اعضای يک کاروان کمک های انسان دوستانه با نام «آسيا به غزه» روز پنجشنبه گفته اند که دولت مصر برای ۱۲۰ نفر از اعضای اين کاروان رواديد صادر کرده است، ولی اعضای ايرانی اين کاروان اجازه ورود به مصر را دريافت نکردند.
به گزارش خبرگزاری آلمان، هفت نماينده مجلس ايران از جمله چهل نفری هستند که رواديد ورود دريافت نکردند. اين افراد از هجده کشور مختلف بودند.
طبق اين گزارش، در صحفه اينترنتی گروه «آسيا به غزه» در تويتر آمده است: «از ۱۶۰ عضو فعال عضو (کاروان) آسيا به غزه فقط ۱۲۰ نفر ويزای مصر را دريافت کردند.»
اجازه دولت مصر برای گذر از مرز «رفح» ضروری است به ويژه اين که اسرائيل مرزهای آب غزه را کنترل می کند.
طبق اين گزارش، کاروان کمک «آسيا به غزه» مسير خود را از هند آغاز کرده است و پس از گذشتن از کشورهای ايران، ترکيه و سوريه قرار است محموله کمک های خود را روز يکشنبه به غزه برساند.
اين کمک ها شامل ده ژنراتور اهدايی ايران به همراه مقاديری مواد غذايی و دارو است. ميزان اين کمک ها کمتر از ۳۰۰ تن است.
برنامه کاروان «آسيا به غزه» اين بود که در ۲۸ دسامبر در سالروز درگيری های اسرائيل و گروه حماسه کمک های خود را به غزه برساند.
در جريان حمله ۲۲ روزه اسرائيل به غزه نزديک به ۱۴۰۰ نفر که بسياری از آنها غير نظاميان بودند کشته شدند.
بنابر گزارش اخير سازمان ملل متحد نزديک به هشتاد درصد از يک ميليون و نيم ساکنان غزه به کمک نياز دارند.
از تابستان ۲۰۰۷ که حماس بر باريکه غزه مسلط شد، اين منطقه به محاصره اسرائيل درآمد. اما در نتيجه انتقادهای جهانی از اسرائيل درپی ماجرای کشتی ترکيهای ماوی مرمره، اسرائيل ۲۰ ژوئن امسال محاصره زمينی غزه را کاهش داد.
به رغم اين موضوع اسرائيل همچنان میگويد که کشتیها نمیتوانند آزادانه وارد غزه شوند زيرا ممکن است که اسلحه و نيرو برای سازمانهای مسلح فلسطينی بفرستند.
ببر وارداتی از روسيه در باغ وحش ارم جان سپرد

رادیو فردا: ببر سيبری نری که از روسيه برای طرح احيای ببر منقرض شده مازندران وارد ايران شده بود روز پنج شنبه در باغ وحش «ارم»، (پارک خرم سابق) تهران جان سپرد.
هشت ماه قبل، سازمان حفاظت محيط زيست ايران در مقابل تحويل دو پلنگ ايرانی به روسيه، دو قلاده ببر سيبری دريافت کرد تا «طرح احيای ببر منقرض شده مازندران» را اجرايی کند.
اما روز پنج شنبه ببر سيبری ِ نرينه، پس از ابتلا به نوعی بيماری دستگاه تنفسی، که بتازگی در ميان گربه سانان باغ وحش ارم شايع شده است، در اقامتگاه موقت آن در باغ وحش پارک ارم جان سپرد.
امير الهامی، مدير باغ وحش ارم در گفت وگو با خبرگزاری فارس علت مرگ اين ببر سيبری را ابتلا به ايدز گربه سانان يا بيماری ای ناشی از مصرف «گوشت خر» اعلام کرده است.
براساس، تفاهمنامه امضا شده ميان ايران و روسيه قرار است چهار ببر ديگر در قبال تحويل چهار پلنگ ايرانی به روس ها به ايران آورده شود.
ویکیلیکس: سیلی خوردن محمود احمدینژاد از فرمانده سپاه پاسداران

رادیو فردا: بر اساس یکی از سندهای منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا، در یکی از جلسات شورای عالی امنیت ملی در اوایل سال جاری میلادی و در کشاکش اعتراضها به نتایج انتخابات در ایران، محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران به محمود احمدینژاد سیلی زده است.
در گزارشی که در اوایل سال ۲۰۱۰ و اندکی پس از رویدادهای عاشورا سال گذشته در ایران از سوی سفارت آمریکا در باکو به وزارت امور خارجه آمریکا ارسال شده، به نقل از یک منبع «قابل اعتماد»، آمده است که فرمانده سپاه از دست محمود احمدینژاد که پیشنهاد اعطای آزادیهای فردی و اجتماعی و نیز آزادی مطبوعات را داده بود، عصبانی شده بود.
به گفته منبع مورد اشاره سفارت آمریکا در باکو، محمدعلی جعفری در این جلسه به احمدینژاد گفته است: «تو اشتباه میکنی، در اصل تو باعث و بانی این دردسرها شدی و حالا میگویی به مطبوعات آزادی بیشتر بدیم.»
بر اساس این گزارش فرمانده کل سپاه پاسداران پس از گفتن این حرفها یک سیلی به صورت محمود احمدینژاد نواخته است که این کار باعث به هم ریختن نظم جلسه شورای عالی امنیت ملی و ناتمام ماندن آن شده است.
محمود احمدینژاد در توجیه پیشنهاد خود که شگفتی حاضران در جلسه شورای عالی امنیت ملی را در پی داشت، خواستار بحث و گفت وگو درباره گام بعدی برای مقابله با تظاهرات مخالفان شده و گفته بود، به دلیل این که مردم احساس خفگی میکنند و برای تلطیف اوضاع لازم است، آزادیهای فردی و اجتماعی و نیز آزادی مطبوعاتی بیشتری داده شود.
پس از این رویداد شورای امنیت ملی تا دو هفته دیگر جلسهای تشکیل نداد، تا این که احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، محمود احمدینژاد و محمدعلی جعفری را با هم آشتی داده است.
بر اساس این گزارش هر چند خبر ناتمام ماندن جلسه شورای عالی امنیت ملی به برخی از وبلاگهای فارسی راه یافته، اما در این خبر هیچ اشارهای به علت آن نشده بود.
گفتار: نازیسم و آخوند یسم، دو روی یک سکه ; در پیوند با کشتار یازده زندانی بلوچ در زاهدان

مردانی نیوز: شباهت هایی میان حکومت نازی ها درآلمان و حکومت اسلامی در ایران وجود دارد، نازی ها جنایات بی شماری انجام دادند که در تاریخ نگاشته شده است، پس از نسل کشی و کشتار یهودیان در دوران جنگ، اعدام و کشتار مخالفین حکومت نازی ، گروگان ها و مردم بی دفاع کشورهای اشغال شده توسط ارتش نازی به بهانه تروریسم و مقابله با نظام رایش سوم از بارز ترین آن جنایات بود.

نازی ها در فرانسه چند هزار تن ازمردم این کشور را به انتقام کشته شدن سربازان آلمانی به نام تروریست و مخالفت با حکومت رایش سوم تیرباران کردند، تنها در استان پاریس بیش از نه هزار تن را به این بهانه کشتند.
دربیست و دوم ماه اکتبر 1941، بجرم کشته شدن یک افسر آلمانی در شهر نانت، چهل و هشت تن از مردمی را که نقشی در این کار نداشتند در شاتوبریان ، نانت و پاریس تیرباران کردند، دو روز بعد هنگامی که یک افسر دیگر نازی به دست اعضای نهضت مقاومت فرانسه به سزای جنایاتش رسید، بی درنگ پنجاه تن از مردمی را که به گروگان گرفته بودند در شهر بردو تیرباران کردند. این ها نمونه های کوچکی از بیدادگری نازی ها و سپاه پاسداران حکومت رایش سوم ” اس اس ” می باشد و در تاریخ بجای مانده است.
انتقام جویی به روش نازی ها!
****
روز دوشنبه 29 آذر ماه 1389، یازده تن از زندانیان بلوچ در زندان شهر زاهدان به اتهام ارتباط با گروه جندالله به دار آویخته شدند، این یازده تن پیش از انفجار بمب در چاه بهار در زندان به سر می بردند. اعدام این یازده بلوچ سنی مذهب در پاسخ به بمب گذاری در شهر چاه بهار و کشته شدن شماری از زابلی های شیعی مذهب می باشد، بی شک این انتقام جویی برای تسکین آلام بازماندگان کشته شدگان شیعه و به هدف ترساندن و سرکوب بیشتر مردم بلوچستان انجام شده است. جرم این یازده تن نیز مانند دیگر کسانی که تاکنون از سوی حکومت اسلامی کشته شده اند؛« افساد فی الارض و محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام جمهوری اسلامی» عنوان شده است. چگونگی رسیدگی به پرونده این یازده تن و نحوه برگزاری دادگاه و دادرسی آنان روشن نیست.
فرمول مرگ
« افساد فی الارض و محاربه با خدا و رسول و مقابله با نظام جمهوری اسلامی» فرمولی ساخته و پرداخته آخوند ها است که از آغاز به قدرت رسیدن تاکنون در بیدادگاه های اسلامی برای انتقام جویی و کشتن مخالفین بکار برده می شود. همه اعدام های آغاز انقلاب و سال های پس از آن تاکنون با استفاده از همین فرمول مرگ انجام شده است.
در حکومت اسلامی زن و مرد تنها در این فرمول مرگ برابر می باشند ، نمونه بارز آن خانم فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش رژیم پادشاهی است، او سی و دو سال پیش با همین فرمولی کشته شد که یازده تن از زندانیان روز دوشنبه در زاهدان کشته شدند.
سکوت روحانیت تشیع
نکته دیگری که شباهت مکاتب نازیسم و آخوندیسم را نمایان می کند، خاموشی و گاه پشتیبانی روحانیون و مراجع دینی هر دو مکتب از این بیدادگری ها است. واتیکان و پاپ اعظم در آن دوران متهم به سکوت دربرابر جنایات نازی ها و گاه پشتیبانی از آن بیدادگری ها شدند ، اتهامی که هم اکنون در باره روحانیت شیعه بر سر زبان ها افتاده است.
شگفت آور است که شش دهه پس از آن رخداد های شوم که به دست نازی ها انجام شد، روحانیون و مراجع تقلید شیعه از تاریخ نیاموخته اند و در برابر این جنایات دم بر نمی آورند و گاه با گفتار خود آن را تاًیید می کنند.
اورگینال – نمایه بنیاد فرهنگ ایران
http://www.farhangiran.com/content/view/9380/78/
هراس تازه حکومت ایران از چیست؟

رادیو فردا: روزبه، دانشجوی ۲۶ ساله ساکن شهر تهران، خود را یک انقلابی میداند. البته او به ندرت از اتاق خود در خانه پدریاش خارج میشود. او در مصاحبهای که از طریق اسکایپ داشتیم میگوید: «بسیاری از بچههای نسل من از این رژیم متنفرند.»
روزبه به خاطر شرایط امنیتی خواهش کرده است که نام خانوادگی او در این گزارش ذکر نشود.
او میگوید هر روز حدود ۱۴ ساعت پای کامپیوتر در حال مبارزه با ابزارهای سانسور حکومت جمهوری اسلامی روی شبکه اینترنت است.
روزبه از این طریق میکوشد تا اخبار و اطلاعات را با سایر فعالان سایبری مخالف حکومت رد و بدل کند. روش مبارزه او با راهبردهای فعلی رهبران جنبش سبز که مبارزات خیابانی را به نفع کارزار و سازماندهی آنلاین کنار گذاشتهاند همخوانی دارد.
مازیار بهاری، روزنامهنگار ایرانی، در ادامه مطلب خود در هفتهنامه نیوزویک مینویسد که روزبه و افرادی مثل او عامل هراسی تازه برای حکومت ایران هستند. البته در گفتار علنی خود سران حکومت ایران این مخالفان را «عدهای شکستخورده و بدون حمایت مردمی» توصیف میکنند. اما در عالم واقعیت میتوان دید که حکومت تا چه حد از این مخالفان خود هراس دارد.
سپاه پاسداران آن چنان نگران فعالیت مخالفان از طریق شبکه اینترنت است که یک معاونت جدید تحت عنوان «جنگ نرم» در این نهاد ایجاد شده است که به گفته محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، وظیفه آن «رفع ضعفها و مستحکم کردن شکافها در سیستم دفاعی علیه جنگ نرم است».
خبرنگار نیوزویک میافزاید که جمعیت وسیع تظاهرکنندگانی که تابستان سال گذشته به خیابانها میآمدند اکنون به کنج اتاقهای دربسته خود مهاجرت کردهاند و بدون این که توسط بسیجیان و گروههای فشار حکومت شناسایی یا تعقیب بشوند اخبار و پیامهای مربوط به دنیای مقاومت را از طریق پیامکها، تلویزیونهای ماهوارهای و شبکههای اجتماعی روی اینترنت گسترش میدهند.
ابزار اصلی این مخالفان حکومت در ایران شبکه اجتماعی فیسبوک است. حکومت و دستگاههای سرکوب نیز بیش از همه از این شبکههای اجتماعی و بهویژه فیسبوک هراس دارند. سپاه پاسداران اخیرا فیلم مستندی تهیه کرده که با عنوان «هیولایی به نام فیسبوک» در تلویزیون ایران پخش شد. در این فیلم مارک زاکربرگ، بنیانگذار فیسبوک، جاسوس صهیونیستها معرفی میشود.
خبرنگار نیوزویک در ادامه مینویسد که در ماههای آینده سپاه پاسداران در نظر دارد که نیروی ویژه نفوذ در شبکه فیسبوک را تقویت کند که وظیفه آن بررسی ارتباطات در این شبکه برای شناسایی مخالفان و مسدود کردن دسترسی کاربران معمولی به این شبکه است. در ماههای اخیر بازجویی از جوانان ایرانی که از خارج به تهران باز میگردند در فرودگاه بینالمللی تهران و سوال در مورد نوع استفاده آنها از فیسبوک به امری عادی بدل شده است.
حکومت ایران کارزار مشابهی را علیه تلویزیونهای ماهوارهای به پیش میبرد. با وجود آن که داشتن ماهواره در ایران خلاف قانون است، میلیونها نفر از مردم ایران از سالها پیش به اشکال مختلف از ماهواره برای دریافت برنامههای تلویزیونی برونمرزی استفاده میکنند. مضمون مذهبی و حکومتی تلویزیون دولتی و سانسور اخبار باعث شده است که در سالهای اخیر تمایل به دیدن برنامههای تلویزیونی فارسیزبان که از خارج پخش میشوند افزایش یابد.
به نوشته خبرنگار نیوزویک، حکومت ایران در ماههای اخیر کارزار خود را علیه ماهوارهها و کانالهای ماهوارهای تشدید کرده است. برنامههای تعداد زیادی از این شبکهها با ارسال پارازیت یا امواج بازدارنده در ایران غیرقابل دریافت شده و موارد حملات گسترده نیروهای انتظامی به محلات شهرهای بزرگ برای جمعآوری آنتنها و جریمههای حدودا دو هزار دلاری دارندگان آنها افزایش یافته است. اما در اکثر موارد به فاصله چند ساعت پس از ترک محل توسط نیروهای انتظامی ماهوارههای جدید از گوشه و کنار پشتبامها سر برمیآورند.
هیچ کس نمیتواند به دقت بگوید که چند درصد یا چه بخشی از جمعیت ایران به دنیای زیرزمینی مخالفت الکترونیکی با رژیم ایران پیوسته است، اما سپاه پاسداران تاکنون نتوانسته است این شبکههای ارتباطی الکترونیکی و پنهان را از کار بیاندازد. حکومت ممکن است برای یک هفته یا ده روز سرعت و دامنه تماس اینترنتی را محدود یا مسدود کند، ولی اخبار همیشه به یک شکلی میتواند راه خود را برای انتشار بگشاید.
مازیار بهاری در پایان مطلب خود در هفتهنامه نیوزویک مینویسد اعضای مقاومت اینترنتی جریان انتقال اخبار را تداوم داده و تضمین میکنند. روزبه میگوید: «ما برای برقراری حکومتی دموکراتیک به جای این نظام استبدادی و ظالم آماده هستیم.»
او در پایان این مصاحبه با ما از طریق فیسبوک مجموعهای از عکسهای مربوط به اعتراضات جدید را برای دوستان و افراد مرتبط با خود که حدود سه هزار نفر هستند ارسال میکند، و مسلما هر یک از دوستان او نیز برای خود دوستانی دارند.
ابراز نگرانی مجمع عمومی سازمان ملل از «نقض حقوق بشر» در ایران

رادیو فردا: مجمع عمومی سازمان ملل روز سه شنبه قطعنامه محکومیت «نقض حقوق بشر در ایران» را به تصویب رساند و با اشاره به مواردی نظیر «شکنجه»، «مجازاتهای بیرحمانه»، «صدور حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال» و «نابرابری فراگیر جنسیتی» در ایران، نسبت به نقض «مداوم» این حقوق در ایران «عمیقاً» ابراز نگرانی کرد.
مجمع عمومی همچنین از «اعدام در ملأ عام»، «افزایش چشمگیر اجرای احکام اعدام فاقد اقدامات ایمنی شناخته شده جهانی» و علاوه بر آن صدور حکم اعدام برای افراد کمتر از ۱۸ سال در جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
در این قطعنامه که پیشنویس آن پیشتر در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیده بود، همچنین به «نابرابری فراگیر جنسیتی و اعمال خشونت علیه زنان» در ایران اشاره شده و مجمع عمومی سازمان ملل نسبت به «سرکوب مداوم مدافعان حقوق زنان، بازداشتها، سرکوب اعتراضات و محکوم شدن زنانی که با برگزاری اجتماعات صلحآمیز حقوق خود را مطالبه میکنند» ابراز نگرانی کرده است.
اعضای این مجمع در قطعنامه مزبور «محدودیت شدید آزادی فکر و آزادی مذهب در ایران» را نیز خاطرنشان کرده و همچنین اعتراض خود را نسبت به «بازداشتهای مستبدانه» و حبسهای طولانی مدت ابراز کردهاند.
پیشنویس قطعنامه نقض حقوق بشر در ایران ۲۸ آبانماه سال جاری در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد با ۸۰ رأی موافق در برابر ۴۴ رأی مخالف و ۵۷ رأی ممتنع به تصویب رسید و آمریکا و کانادا از این اقدام استقبال کردند.
در آن زمان، محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر اسلامی و مشاور رئیس قوه قضائیه، که به هنگام تصویب این قطعنامه در مقر سازمان ملل متحد حضور داشت، نسبت به این اقدام کمیته انتقاد کرده و «آمریکا» را عامل اصلی حمایت از این قطعنامه دانست.
منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه ایران نیز پس از تصویب پیش نویس قطعنامه یاد شده، از این اقدام سازمان ملل انتقاد کرد و طرح مسئله حقوق بشر را «ترفند سیاسی» دانست.
«بهاره هدایت و مهدیه گلرو اعتصاب غذا کردند»

رادیو فردا: گزارشها حاکی از آن است که بهاره هدایت و مهدیه گلرو، دو تن از فعالان دانشجویی زندانی در بازداشتگاه اوین، دست به اعتصاب غذا زدهاند و این در حالی است که اطلاع دقیقی از وضعیت جسمانی آنان در اختیار نیست.
وبسایت خبری کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی روز سهشنبه، اعلام کرد که بر اساس گزارش رسیده از زندان اوین، بهاره هدایت از سه روز پیش و مهدیه گلرو از سه شنبه، ۳۰ آذر اعتصاب غذا کردهاند و این در حالی است که این دو تن ممنوعالملاقات هستند و به همین دلیل اطلاع دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست.
بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، دیماه سال گذشته بازداشت و در دادگاه به ۹ سال و شش ماه زندان محکوم شد.
اتهامهای این فعال دانشجویی، «توهین به رهبری و رئیس جمهوری، اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب، تبانی برای تجمع و برگزاری تجمع زنان در میدان هفت تیر» عنوان شده است.
امین احمدیان، همسر خانم هدایت در تاریخ ۲۸ آذر به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که همسرش در حال حاضر در بند متادون زندان اوین، محل نگهداری زندانیان معتاد، نگهداری میشود و افزود که خانم هدایت در زندان به عارضه سنگ کیسه صفرا دچار شده و احتمالا نیازمند جراحی است.
مهدیه گلرو، فعال دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در آذرماه سال گذشته بازداشت و به نوشته کلمه پس از تحمل ۶۵ روز انفرادی در بند ۲۰۹، به بند متادون و پس از آن به بند زنان منتقل شد.
این دانشجوی محروم از تحصیل در رشته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در فروردین ماه سال جاری در دادگاه به اتهام «تجمع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» ابتدا به دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر این حکم به دوسال کاهش یافت.
به گزارش کلمه، خانم گلرو که از ناراحتی شدید روده رنج میبرد، از اواسط آبانماه بار دیگر به بند متادون اوین منتقل شده است.
بهاره هدایت و مهدیه گلرو در آستانه ۱۶ آذر، روز دانشجو، پیامهایی خطاب به دانشجویان منتشر کردند.
مخالفت با آزادی موقت عبدالرضا تاجیک
وبسایت خبری کلمه، همچنین گزارش داده است که مسئولان قضایی، علیرغم تعیین وثیقه برای آزادی عبدالرضا تاجیک، روزنامهنگار زندانی تا زمان برگزاری دادگاهش و تهیه این مبلغ از سوی خانواده وی، از آزادی آقای تاجیک خودداری کردهاند.
به گزارش کلمه، مسئولان قضایی پیش از این اعلام کردهبودند که عبدالرضا تاجیک، میتواند به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شود، اما خانواده تاجیک پس از تهیه مبلغ وثیقه، روز دوشنبه، ۲۹ آذر مطلع شدند که آزادی آقای تاجیک منتفی شده است و وی باید تا زمان دادگاه در زندان بماند.
عبدالرضا تاجیک که در آذرماه سال جاری از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان بهترین خبرنگار سال ۲۰۱۰ انتخاب شد، در تاریخ ۲۲ خردادماه سال جاری، برای سومین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، به دنبال مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد.
زمان برگزاری دادگاه این روزنامه نگار تا کنون دو بار به دلیل عدم حضور نماینده دادستان به تعویق افتاده است و مشخص نیست که آقای تاجیک در چه تاریخی برای محاکمه در دادگاه حضور خواهد یافت.
وزارت علوم ایران: رواج اعتیاد و عرفانهای انحرافی در میان دانشجویان

بیبیسی: یکی از مسئولان وزارت علوم ایران می گوید که ترویج “عرفان های انحرافی” و گسترش اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان در میان دانشجویان از برنامه های “جنگ نرم” در حوزه آسیب های اجتماعی است.
جلیل دارا، مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم ایران، روز سه شنبه ۱۵ تیر (هفتم ژوئیه) گفت: “دشمن امروز با آموزه های خودمان به عرصه تهدید نرم وارد شده است.”
آقای دارا شیوع “عرفان های انحرافی” در میان دانشجویان دانشگاه های ایران را از مصادیق تهدیدات نرم دانسته اما نامی از این نوع تفکرات نبرده است.
او همچنین به رواج مصرف مواد مخدر و روانگردان ها در میان دانشجویان و در خوابگاه های دانشجویی اشاره کرده و از مسئولان دانشگاه ها خواسته است که برای مقابله با این آسیب های اجتماعی برنامه ریزی کنند.
گزارش های متعددی از شیوع اعتیاد در میان دانشجویان ایرانی در سالهای اخیر منتشر شده است.
پیش تر، وزیر بهداشت ایران نیز در مورد گسترش اعتیاد به ریتالین در میان دانشجویان ایرانی هشدار داده بود.
بنابر گزارشها، برخی از دانشجویان و دانش آموزان به منظور بیدار ماندن در شب امتحانات و امکان مطالعه بیشتر و “تمرکز” بر روی موضوع درسی از قرص ریتالین که خواص محرک دارد، استفاده می کنند.
نمایندگان مجلس ایران خواستار توقف توزیع برنج های آلوده شدند

در اسفند ماه سال ۱۳۸۸ نیز گزارشی مشابه توسط کمیسیون کشاورزی مجلس ایران درباره آلودگی برنج های وارداتی به فلزات سنگین و آرسنیک ارایه شده بود
بیبیسی: کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ایران در گزارشی از تأیید نهایی آلودگی برخی از انواع برنج های وارداتی به ایران خبر داده و خواستار ممانعت از ورود و توزیع آنها در بازارهای داخلی شده است.
بنابر این گزارش که امروز (سه شنبه ۱۵ تیر – ششم ژوئیه) در مجلس ایران قرائت شد، دست کم هشت نوع از انواع برنج های وارداتی به ایران آلوده به ماده شیمیایی آرسنیک شناسایی شده اند.
گزارش کمیسون بهداشت مجلس ایران همچنین برنجهای وارداتی با عنوان های عطر گل باز، دل مبارکه کامونگی، سارال، کیمیا، جادوگر، هاشمی ۱۱۲۱، عررمان و حاجی مرادی را دارای غلظت بالاتر از حد استاندارد به فلز سنگین سرب اعلام کرده است.
پیش تر و در اسفند ماه سال ۱۳۸۸ نیز گزارشی مشابه توسط کمیسیون کشاورزی مجلس ایران درباره آلودگی برنج های وارداتی به فلزات سنگین و آرسنیک ارایه شده بود.
بر اساس آن گزارش مسئولان سازمان استاندارد و تحقیقات استان تهران نمونه هایی از برنج های وارداتی را از سطح شهر خریداری کرده و پس از آزمایش مشخص شده بود که ۱۳ مارک برنج محصول کشور هند، آلوده به فلزات سنگین بوده و در سه مورد آلودگی در حد بحرانی بوده است.
در این گزارش همچنین مشخص شده بود که آزمایش میزان آرسنیک مواد غذایی وارداتی در برنامه آزمایش های سازمان نظارت بر مواد غذایی وزارت بهداشت نبوده و هیچگونه استاندارد اجباری هم در این زمینه وجود ندارد.
پس از انتشار گزارش اسفند ماه مجلس درباره برنج های آلوده، انتقاداتی مطرح شده بود که هیچ مقامی مسئولیت کنترل مواد غذایی وارداتی به ایران را از نظر آلودگی به فلزات سنگین ندارد و رئیس کل گمرک ایران هم اعلام کرده بود که از زمان انتشار گزارش هایی مبنی بر وجود برنج های آلوده هیچ اقدامی برای ممنوعیت ورود برنج به ایران نشده است.
دانشمندان نوشیدن روزانه دو لیوان شیر و تأمین ویتامین C کافی برای بدن را به عنوان یکی از راه های کاستن از آسیب های ناشی از آلودگی سرب و فلزات سنگین سمی پیشنهاد می کنند
اما در گزارش امروز کمیسون بهداشت و درمان مجلس ایران در خواست شده است تا از توزیع این نوع برنج ها در بازار داخلی جلوگیری شود و برای ارجاع آنها به کشور صادر کننده اقدام شود.
همچنین در این گزارش پیشنهاد مخلوط کردن برنج های آلوده با برنج های بدون آلودگی هم مطرح شده است که در صورت تایید کاهش آلودگی برنج های مخلوط شده و یا قرار گرفتن میزان آلودگی آنها در “حد مجاز” امکان توزیع آنها در بازارهای داخلی فراهم شود.
محمد رضا نادری، معاون امور گمرکی گمرک ایران، پیش تر اعلام کرده بود که تنها در شش ماه اول سال ۱۳۸۸ بیشتر از ۸۰۰ هزار تن برنج خارجی وارد ایران شده که بخش عمده آن از پاکستان و مقداری از هند بوده است.
سرب از انواع فلزاتی است که تحت عنوان “عنصر ناهمخوان” می تواند در بدن انسان آلودگی سمی ایجاد کند.
پژوهش های متعددی از تأثیر منفی سرب بر ضریب هوشی کودکان خردسال حکایت دارد و همزمان سازمان بهداشت جهانی (WHO) و سازمان جهانی کشاورزی و غذا (FAO) استاندارهایی را برای پیشگیری از آلودگی با سرب و فلزات سنگین ارایه کرده است.
ذرات کوچک سرب در دود اگزوز خودرو های مصرف کننده سوخت های فسیلی یافت می شود و همچنین محصولات مزارعی که گیاهان آن از آبهای آلوده و فاضلاب های صنعتی تغذیه شده اند می توانند انتقال دهنده سرب به مصرف کنندگان این سبزیجات و غلات باشند.
دانشمندان نوشیدن روزانه دو لیوان شیر و تأمین ویتامین C کافی برای بدن را به عنوان یکی از راه های کاستن از آسیب های ناشی از آلودگی سرب و فلزات سنگین سمی پیشنهاد می کنند.
آرسنیک هم یکی از انواع شبه فلزات است که اگر چه به شکل معمول فلزات در طبیعت یافت نمی شود اما پودر آن در تهیه سموم دفع آفات مورد استفاده قرار می گیرد و اثرات آن بر بدن زیانبار توصیف شده است.
میزان بیش از حد آرسنیک که حتی در تهیه بمب های شیمیایی نیز مورد استفاده قرار گرفته است، می تواند علاو ه بر آثار زیانبار بر پوست و مخاط، زمینه ساز انواع سرطان ها و ناراحتی های گوارشی شود.
تربیت ۲۵ هزار مدرس حجاب/دکتر علی ناظری بازداشت شد
تربیت ۲۵ هزار مدرس حجاب
ایسنا : مهری سویزی افزود: آموزش و پرورش در راستای توسعه حجاب و عفاف در بین مدارس دخترانه برنامههای متعددی را تعریف کرده است که تربیت 25 هزار مدرس حجاب در کشور، برگزاری 12هزار و 400 نشست دانشآموزی و پرسمان دینی به منظور رفع سوالات و ابهامات و انجام طرحهای پژوهشی برخی از این برنامههاست.
مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش با تشریح برنامههای این وزارتخانه درباره گسترش «حجاب و عفاف» در میان دانشآموزان از برگزاری نمایشگاههای لباس و پوشش دانشآموزی در سراسر کشور خبرداد.
دکتر علی ناظری بازداشت شد
دکتر علی ناظری، دندانپزشک خوشنام و عضو همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر هفته پیش در منزلش در خیابان زعفرانیه تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد.
به گزارش دانشجونیوز، در حالیکه قریب به ۲ هفته از بازداشتاین فعال مدنی میگذرد مامورین امنیتی و عوامل دادسرای انقلاب با تهدید و وعده آزادی زودهنگام ناظری توانسته بودند از اطلاع رسانی همسر وی در باب بازداشت شوهرش جلوگیری به عمل آورند.
گفتنی است در یک سال گذشته از همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشرعلاوه بر دکتر ناظری، افرادی چون محمد ملکی، کیوان صمیمی، حشمت طبرزدی، کورش زعیم ،پیمان عارف ،عیسی خان حاتمی ،رسول بداغی، محمد اولیایی فرد و حمید خادم نیز مورد بازداشت قرار گرفته و زندانی گردیده اند.
سی و چهار پناهجوی ایرانی در اندونزی بازداشت شدند
رادیو فردا : ۶۶ پناهجوی افغان و ایرانی که به طور قاچاق رهسپار استرالیا بودند، در اندونزی دستگیر شدند.
به گفته مقامات اندونزی، قاچاقچیان، پس از آن که قایق حامل این افراد در یکی از جزایر اندونزی به گل نشست، گریختند و پناهجویان در حالی که سرگردان بودند توسط پلیس بازداشت شدند.
به گفته یک مسئول اداره مهاجرت اندونزی، ۳۴ نفر از این افراد ایرانی و ۳۲ نفر افغان هستند و در میان آنان چهار زن و پنج بچه وجود دارد.
جزایر اندونزی یکی از نقاط ترانزیت پناهجویانی است که قصد دارند بطور قاچاق خود را به استرالیا برسانند.
محمد مقیسه ای، از اعضای کمسیون قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 خطاب به فعال کودکان و زنان: تو باید اعدام می شدی
پیک ایران: بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” مریم ضیاء فعال کودکان و زنان توسط فردی بنام محمد مقیسه ای از اعضای کمسیون قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در شعبه 28 دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت.
یکشنبه 13 تیرماه خانم مریم ضیاء فعال حقوق کودکان و زنان به شعبه 28 دادگاه انقلاب فرا خوانده شد و توسط فردی بنام محمد مقیسه ای ازاعضای کمسیون قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 مورد محاکمه قرار گرفت. علیرغم اینکه نماینده دادستان حضور نداشت ولی دادگاه تشکیل شد.
دادگاه او حوالی ساعت 09:30 شروع شد.رفتارهای مقیسه ای همانند بازجویان وزارت اطلاعات بود و دائم با داد و فریاد و تهدید و توهین همراه بود. محمد مقیسه ای در ادامۀ داد و فریادها و توهین ها خطاب به خانم ضیاء گفت :”تو منافقی،تو باید اعدام می شدی” و با برخوردهای غیر انسانی دیگری همراه بود.
این فعال کودکان و زنان بر مبنای ماده 500 به اتهام واهی تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفت.
خانم مریم ضیاء در اثر شکنجه های روحی که در طی مدت بازداشت با آن مواجه بود دچار ناراحتی جسمی شده است و تحت درمان پزشکان متخصص می باشد. علیرغم گذشت مدت نسبتا طولانی ولی هنوز وضعیت و شرایط جسمی او بهبود نیافته است.
لازم به یادآوری است خانم ضیاء از فعالین حقوق کودکان و زنان می باشد. او در تاریخ 10 دی ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شدو 2 ماه در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های روحی شدید یکی از بازجویان وزارت اطلاعات بنام یاسر قرار گرفت.علیرغم گرفتن وثیقه او را به بند زنان زندان اوین منتقل کردند. خانم ضیاء در اعتراض به ممانعت از آزادیش وادامه فشارهای غیر انسانی اقدام به اعتصاب غذا نمود و 13 روز در اعتصاب غذا بسر برد تا اینکه بازجویان وزارت اطلاعات در 9 فروردین ماه وادار به آزادی وی شدند.
بازار تهران همچنان در اعتصاب
خبرگزاری هرانا – بازار تهران صبح امروز نیز دستخوش نا آرامی و اعتصاب بازاریان بود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، به گزارش شاهدان عینی از بازار تهران، جمعی از بازاریان در اعتراض به سیاستهای مالیاتی دولت صبح امروز بازهم دست از کار کشیدند.
این گزارش حاکیست که نیروی انتظامی با بلندگو از بازایان خواست که در مغازه های خود را بازکنند.
با این حال از دالان های سرای پارچه فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده ، بازار عباس آباد صدای هو کردن نیروی انتظامی توسط بازاریان و مرگ بر دیکتاتور می آید.
هم چنین در لحظه تنظیم خبر نیز بازار کیلویی ها به اعتصابات پیوست، بازار زرگران نیز اعلام کردند که روز یکشنبه به اعتصاب خواهند پیوست.
تشكريهاشمي در پي اجراي طرح عفاف و حجاب: رانندگان تاكسي فقط حق دارند از راديو استفاده كنند!
ایلنا: معاون حملونقل و ترافيك شهرداري تهران گفت: رانندگان تاكسي به جزء راديو اجازه استفاده از ساير ابزار صوتي را ندارند.
سيد جعفر تشكريهاشمي در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در رابطه با اجراي طرح عفاف و حجاب در سطح وسايل حملونقل عمومي افزود: اينكه در قالب اين طرح محدوديتهاي جديدي براي رانندگان تعريف شده باشد وجود ندارد اما استفاده از تصاوير، CD و نوارهاي كاست در تاكسيها از گذشته ممنوع بوده است.
وي ادامه داد: در كنترلهاي نوبتي الزام رانندگان به رعايت اين قوانين مورد توجه بازرسان است و اگر شكايتي شود حتما با اين دسته از رانندگان برخورد ميشود.
معاون حملونقل و ترافيك شهرداري تهران در بحث رعايت حقوق شهروندي در تاكسيراني گفت: در شبكه تاكسيراني يكي از مسائلي كه به شدت بر آن تاكيد داشتيم و با مشكلات و تنشهاي زياد تلاش شده نهادينه شود رعايت حقوق شهروندي است.
وي ادامه داد: در آموزش رانندگان تاكسي در حوزه مشتريمداري مسائل اجتماعي، فرهنگي و توريست تلاش شده دورههاي آموزشي جوابگوي نياز رانندگان و مسافران باشد.
تشكريهاشمي گفت: مدعي آن نيستيم كه وضع ايدهآلي در برخورد رانندگان تاكسي با مسافران وجود دارد اما اين دورهها تاكنون تاثيرگذار بوده و شاهد روند بهبود ارتباط راننده و مشتري و كاهش شكايت از آنها بودهايم.
کشته شدن یک قلاده پلنگ در لرستان
خرم آباد – خبرگزاری مهر: یک قلاده پلنگ نادر در چند روز گذشته در نزدیکی منطقه قالیکوه شهرستان الیگودرز که یکی از مناطق صعب العبور و سخت استان محسوب می شود توسط شکارچیان تلف شد.

پدرمحمدرضاحدادی : پسرم بی گناه است، او را ۱۲ ساعت از درخت آویزان کردند برای کاری که نکرده بود
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران : پمحمدرضاحدادی در گفت و گویی با کمپین بین المللی ایران گفت :« محمدرضا را در کلانتری از ساعت ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب از درخت آویزان کردند و با کابل زدند، آن هم برای کاری که نکرده بود. من آدم
بی سوادی هستم. ۱۴ بچه دارم که با کارگری و عملگی بزرگشان کردم .پارتی وآشنا هم ندارم، بلد هم نیستم باید چه کار کنم، اما یک خدا دارم که به بزرگیش شک ندارم. او می داند که بچه من بی گناه است. از بدبختی و نداری دست به چنین کار احمقانه ای زده است. قوه قضاییه ناحق بچه ی من را می خواهد بکشد. خدایی اش بچه من زیر ۱۵ سال بوده است .قوه قضاییه با بی عدالتی حکم داده است. من از قوه قضاییه می خواهم این حکم را لغو کنند، اگر هم نکنند راهی ندارم، فقط ان ها را دست ابوالفضل می سپارم. این چهارمین باری است که به ما می گویند قرار است، محمدرضا اعدام شود.
نامادری محمدرضا حدادی گفت: « در برگه احضاریه ای که به دست شان نوشته شده است؛ موضوع اتهام، قتل عمدی، محل حضور، زندان عادل آباد،جهت آخرین ملاقات با محکوم، محمدرضا حدادی، جهت اجرای حکم قصاص، وقت حضورف سه روز پس از رویت: ۸۹/۴/۱۳»
مادر محمدرضاحدادی از خودسوزی دخترش بعد از شنیدن خبراولین اجرای حکم میگوید: «صبح داشتیم صبحانه می خوردیم که یک نفر از طرف زندان آمد و گفت: قرار است حکم “محمدرضا” اجرا شود. دخترم، نفت بخاری را برداشت، ریخت روی سرش وخودش را آتش زد. پتو انداختیم روی سرش.کوچه ی ما تنگ است و ماشین از آن رد نمی شود. با گاری رساندیمش بیمارستان. خودم سه مرتبه تا حالا سکته کردم. ۱۵ سال است که پدر محمدرضا ما را ترک کرده. دو تا زن دیگر گرفته، هیچ کداممان را هم طلاق نمیدهد.هشت تا بچه را با کلفتی بزرگ کردم. یک پسر دیگرم هم، یک دست و یک پایش فلج است. حالا هم فقط دستانم به درگاه خدا بلند است.
محبوبه، خواهر محمدرضا که پس از رویت نامه اجرای حکم محمدرضا خودسوزی کرده میگوید: «بعد از این که شوهر کردم، فهمیدم شوهرم زن دارد و ۸ تا بچه .همان وقت طلاق گرفتم با یک دختر برگشتم خانهی مادرم. آن قدر داغ محمدرضا برایم سخت بود که اصلا به دخترم فکر نکردم و خودم را آتش زدم. تنها آرزویم این است که همین خانهی خرابه را هم از ما بگیرند، اما جان محمدرضا را نگیرند.»
مادر محمدرضا از خودسوزی دخترش بعد از شنیدن خبر اجرای حکم میگوید: صبح داشتیم صبحانه می خوردیم که یک نفر از طرف زندان آمد و گفت: «قرار است حکم “محمدرضا” اجرا شود. دخترم، نفت بخاری را برداشت، ریخت روی سرش وخودش را آتش زد. پتو انداختیم روی سرش.کوچه ی ما تنگ است و ماشین از آن رد نمی شود. با گاری رساندیمش بیمارستان. خودم سه مرتبه تا حالا سکته کردم. ۱۵ سال است که پدر محمدرضا ما را ترک کرده. دو تا زن دیگر گرفته، هیچ کداممان را هم طلاق نمیدهد.هشت تا بچه را با کلفتی بزرگ کردم. یک پسر دیگرم هم، یک دست و یک پایش فلج است. حالا هم فقط دستانم به درگاه خدا بلند است.»
ديدار مادران عزادار با مادر مجيد توكلي
پیک ایران: جمعي ازمادران عزادار در آستانه 18 تير، سالروز حمله به كوي دانشگاه توسط نيروهاي انتظامي و لباس شخصي ها به ديدار خانواده مجيد توكلي، شرف جنبش دانشجويي ايران رفتند تا همدردي مادران را با مادر مجيد كه اين روزها يكبار ديگر سخت نگران سلامتي اوست اعلام نمايند.
در مسير سفر خود به شيراز مادران عزادار به مناسبت سالروز درگذشت كوروش كبير، از اولين بنيان گذاران حقوق بشر در جهان به پاسارگاد رفتند تا ضمن زيارت آرامگاهش با او درددل كرده و از حال و روز فرزندانش بگويند، با او بگويند پس از گذشت 2500 سال از ثبت اولين منشور حقوق بشر توسط او ايران در حسرت تحقق ابتدايي ترين فرمانهاي حقوق بشريش شاهد تحمل چه ظلم ها و جناياتي عليه بهترين فرزندان اين تمدن كهن است. در دادخواستي كه مادران براي كوروش نوشتند آمده است:
كوروش آسوده نخواب زيرا ما مادران داغدار براي دادخواهي به پيش آمديم، چرا كه:
بعد از گذشت 2500 سال از فرمان حقوق بشر توسط تو، در كشورت به اسيران دربند تجاوز و شكنجه روا مي دارند، زنان كشورت را وحشيانه به بند مي كشند و آنها را به اسارت مي گيرند.
مادران عزادار (پارك لاله)
همچنين در ادامه شعر بزرگ بانوي شعر ايران، سيمين بهبهاني، توسط يكي از مادران خوانده شد:
هرگز نخواب كوروش
دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
رستم در اين هياهو گرز گران ندارد
روز وداع خورشيد زاينده رود خشكيد
زيرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دريا نامي دگر نهادند
گويي كه آرش ما تير و كمان ندارد
درياي مازني ها بر كام ديگران شد
دارا كجاي كاري؟!
دزدان سرزمينت بر بيستون نويسند
اينجا خدا ندارد!
هرگز نخواب كوروش اي مهر آريايي
بي نام تو وطن نيز نام و نشان ندارد
پس از آن مادران سفر خود را ادامه داده و به ديدار خانواده مجيد رفتند و با استقبال صميمانه خانواده او روبرو شدند.
در اين ديدار مادران به مادر مجيد گفتند چقدر آرزوي اين ديدار را داشتند و در طول اين ده ماه به ازاي هر خبري كه از دردها و رنج هاي مجيد به گوششان رسيد همراه با خانواده او دلشان به درد آمد و با شنيدن اندك خبر خوش از حال مجيد مثل توقف اعتصاب غذاي او يا انتقال به بند عمومي كمي نفس راحت كشيدند. مادران گفتند مجيد به درستي شرف جنبش دانشجويي لقب گرفت ولي علاوه بر آن او مايه افتخار و سربلندي تمامي مادران و پدران ايران است و ما به داشتن فرزنداني چون مجيد چقدر به خود مي باليم. به او گفتند وقتي نامه مجيد را پس از اعدام فرزاد كمانگر و … مي خواندند احساسي توام با غم سنگين و سرمستي داشتند، غم و دردي سنگين براي از دست دادن فرزند و معلمي چون فرزاد و سرمست از غرور داشتن فرزندي شجاع و انديشمند چون مجيد.
مادر مجيد از دردهايش گفت، از دوران سخت و طولاني انفرادي مجيد كه بيش از 4 ماه طول كشيد و در طول اين مدت مجيد هيچ تماسي با خانواده نداشت و از فرزاد گفت كه در طول اين مدت چند بار با خانواده مجيد تماس گرفت، از اولين باري كه خود را معرفي كرد و گفت مجيد در بند انفرادي است و من هر خبري كه از او بگيرم به شما اطلاع مي دهم و از دفعات بعدي كه هر بار خبري از مجيد به او ميداد و ديگر خود را معرفي نمي كرد ولي او را از صدايش مي شناخت و اينكه از شنيدن خبر اعدام فرزاد براي 24 ساعت مات و مبهوت بود و حتي مجيد را از ياد برده بود و هنوز هم نمي تواند آن را باور كند.
بعد از گذشت بيش از 4 ماه مجيد اولين تماس را با مادرش گرفت و او چقدر بي تاب شنيدن صدايش بود و اينكه هيچ وقت دلش نمي خواهد منزل را ترك كند، نكند مجيد زنگ بزند و او نباشد، از گريه هاي دلتنگيش گفت، از تن بيمار و رنجورش گفت كه اجازه مسافرت ندارد از اين رو نمي تواند حتي به ملاقات مجيد برود. از سختي مسافرت 13 تا 15 ساعته براي داشتن ملاقات 10 دقيقه اي و آن هم كابيني توسط پدر و يا برادر مجيد با مجيد گفت.
از مكالمات خود با مجيد مي گويد كه يكبار به مجيد گفت: خدايا آخه 4 ماه انفرادي و جواب مجيد كه به طنز مي گويد: مادر خدا را هم در انفرادي به بند كشيدند و صداي تو را نمي تواند بشنود، از روحيه بالاي مجيد گفت و اينكه مجيد هيچگاه از دردهاي خود نمي گويد و هميشه مي گويد كه خوب است و جاي نگراني نيست ولي مادر دردها و بيماري هايش را از صدايش مي شناسد.
مادر از تلاش خستگي ناپذير مجيد براي ورود به دانشگاه مي گويد، از بي خوابي هاي شبانه و اينكه گاهي وقتي پدرش ساعت سه يا چهار نيمه شب به مجيد سر ميزد مي ديد او درحالي كه كتابش بر روي سينه اش قرار گرفته به خواب رفته است.
مادر مي گويد مجيد 6 سال پيش براي ثبت نام در دانشگاه اميركبير به تهران آمد اما انگار اسمش را در زندان اوين نوشته باشيم چون از اين 6 سال، چهار سال را در اوين بسر برده و ما ياد شعار پر مغز مردم افتاديم كه: ايران شده بازداشتگاه، اوين شده دانشگاه.
مي گويد از دادستاني زنگ زدند كه چرا با رسانه هاي خارجي صحبت مي كني و من گفتم: چه كنم؟ من چطور بايد صدايم را به شما برسانم؟ چطور بايد دردهايم را بگويم، مجيد 4 ماه انفرادي بود و من به اندازه 40 ماه حرف دارم اگر گوش كنيد الان همه آنها را به شما هم مي گويم.
مادر از نگراني فعليش مي گويد از بيماري مجيد و اينكه پزشكان زندان مي گويند امكانات و تخصص درمان مجيد را ندارند. از مسئولان مي خواهد تا اجازه دهند مجيد زير نظر پزشكان متخصص درمان شود و شماره حسابي بدهند كه هزينه درمان او را واريز كنند تا مجيد درمان شود. او مي گويد وقتي بچه ام را دستگير كردند او كاملا سالم بود پس آنها مسئول سلامتش هستند.
او مي گويد ما كه به هر صورت اين همه درد و غم را تحمل مي كنيم ولي آنها بيشتر لطمه مي خورند. آنها چه خواهند كرد؟ چه دارند تا جواب خدا و ملت را بدهند؟
مادران در پايان ديدارشان از مادر مجيد خواستند تا سلام گرم همه مادران را به مجيد برسانند و آرزو كردند تا هرچه زودتر شاهد آزادي مجيد باشند و به استقبال آزاديش بروند.
مادران عزادار ضمن آرزوي سلامتي هرچه سريعتر براي مجيد، آزادي بي قيد و شرط مجيد و مجيدها را خواستارند.
مادران عزادار
تیر 1389
انتشار:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
” جعل صدای رهبران جنبش سبز توسط معاون وزیر اطلاعات و رییس صدا و سیما “
ندای سبر آزادی : تشکیلات وزارت اطلاعات به سرپرستی فردی به نام شکری معاون وزیر اطلاعات،با تهیه امکانات فنی بسیار قوی و همکاری ضرغامی در صدا و سیما و چندتن از متخصصین شاغل در اطلاعات و صدا و سیما اقدام به تهیه دستگاههای فنی و تخصصی تحت عنوان فعالیت های موسیقی،صدا و صوت کرده اند که از طریق این دستگاهها امکان تفکیک هر نوع صدا و جایگزینی و تغییر آنها وجود دارد،به طوری که صداهای واقعی افراد را آنالیز کرده و با پس و پیش کردن کلمات و حتی تولید کلمات جدید با صدای مورد نظر می توانند از طریق این دستگاه کلمات و جملات جدیدی را تولید و ارائه نمایند.
این تیم مورد نظر تحت مسئولیت شکری معاون وزیر اطلاعات کودتاچیان اقدام به تولید نوار صوتی از آقایان کروبی،موسوی وبهشتی نموده اند،که در این فایل صوتی با استفاده از سخنرانی ها و کلمات و تغییر بعضی از این کلمات و پس و پیش کردن بعضی از حروف و کلمات با تشکیل یک جلسه جعلی نوار صوتی را تولید نموده اند که در این نوار صوتی برخی از این آقایان مطالبی را علیه هاشمی رفسنجانی گفته اند.
اولین نوار تولید شده توسط این تیم و این دستگاه به آقای هاشمی تحویل داده شده مبنی براینکه این افراد طبق این سند و این نوار شما را قبول ندارند و علیه شما هتاکی و فحاشی می کنند وبا این ترفند قصد ایجاد فاصله بین هاشمی و سران جنبش سبز را دارند.
جهت ایجاد اختلاف بین سران جنبش سبز و حتی اعتراف گیری از زندانیان و توجیح بعضی افراد و محافل نوارهای صوتی جدیدی در دست تولید است که در این نوارها توهین و فحاشی افراد به یکدیگر،توهین به مقدسات و صحبت با بعضی از خانمها و آقایان مشهور وجود دارد که برای اهدافی خاص از جمله ضد دین نشان دادن این افراد، وجود فساد اخلاقی و فحاشی این افراد به یکدیگر مورد نظر بوده، که هر یک از این نوارهای صوتی، محافل،افراد و شخصیتهای خاصی را مورد هدف قرار می دهد.
اولین نوار تولید شده توسط کودتاچیان تحویل آقای هاشمی رفسنجانی شده و در حال ارزیابی رفتار آقای هاشمی در برابر این نوار جهت تست عملکرد خود و نتیجه حاصله است.
اتحاديهی اروپا خواستار توقف اجرای احکام اعدام و سنگسار در ايران شد
رادیو فردا : کترين اَشتون، نمايندهی ارشد اتحاديهی اروپا در امور خارجه و سياست امنيتی، در بيانيهای خواستار توقف اجرای احکام اعدام برای محمدرضا حدادی و زينب جلاليان، و نيز ملغی شدن حکم سنگسار سکينه محمدی آشتيانی شد.
خانم اشتون با اشاره به اينکه محمدرضا حدادی در زمان وقوع جرم زير ۱۸ سال سن داشته و حکم سنگسار سکينهی محمدی آشتيانی به معنی اعدام از طريق شکنجه است، به مقامهای جمهوری اسلامی يادآور شده که احکام اين افراد نقض صريح تعهدات بينالمللی ايران است.
در اين بيانيه آمده: اتحاديهی اروپا مخالف صدور و اجرای حکم اعدام در هر شرايطی است و از ايران میخواهد که بر طبق قطعنامههای مجمع عمومی سازمان ملل صدور احکام اعدام را ملغی کند.
درخواست کانادا از ایران برای توقف اجرای حکم اعدام قریب الوقوع محمد رضا حدادی و سنگسار سکینه محمدی آشتیانی
پیک ایران: لارنس کانن، وزیر امور خارجه دولت فدرال کانادا روز سه شنبه ( ٦ ژوییه ) با انتشار بیانیه ای مصرانه از حکومت ایران خواست تا اجرای حکم اعدام محمد رضا حدادی و سنگسارسکینه محمدی آشتیانی را متوقف کند.
وزیر امور خارجه کانادا در این بیانیه تاکید کرده است: « کانادا عمیقاً نگران انتشار گزارش هایی مبنی بر تصمیم ایران برای اعدام محمد رضا حدادی در روز چهارشنبه ( ٧ ژوییه ) در زندان عادل آباد در استان فارس است.
وی افزوده است ما قویاً و مصرانه از ایران می خواهیم تا به تعهدات بین الملی خود احترام بگذارد و این احکام اعدام را اجرا نکند.
وزیر امور خارجه کانادا در بخش دیگری از بیانیه خود خاطرنشان کرده است: « کانادا به شدت نگران گزارش هایی ست که از حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، مادر دو کودک حکایت می کنند که درطی مراحل قضایی فاقد شفافیت، به خیانت و به مرگ محکوم شده است.»
آقای کانن تاکید کرده است کانادا از ایران می خواهد تا اجرای این عمل غیرانسانی را متوقف کند.
وزیر امور خارجه کانادا در بخش دیگری از بیانیه خود افزوده است این احکام اعدام های قریب الوقوع بخشی از رو مراحلی هستند که از رو به وخامت گذاشتن وضعیت حقوق بشر در ایران حکایت می کنند.
آقای کانن در پایان این بیانیه بار دیگر تاکید کرده است کانادا به شدت نگران وضعیت حقوق بشر در ایران است و از حکومت ایران می خواهد تا به تعهدات خود به قوانین داخلی و بین المللی عمل کند.
لارنس کانن، وزیر امور خارجه دولت فدرال کانادا روز سه شنبه ( ٦ ژوییه ) با انتشار بیانیه ای مصرانه از حکومت ایران خواست تا اجرای حکم اعدام محمد رضا حدادی و سنگسارسکینه محمدی آشتیانی را متوقف کند.
وزیر امور خارجه کانادا در این بیانیه تاکید کرده است: « کانادا عمیقاً نگران انتشار گزارش هایی مبنی بر تصمیم ایران برای اعدام محمد رضا حدادی در روز چهارشنبه ( ٧ ژوییه ) در زندان عادل آباد در استان فارس است.
وی افزوده است ما قویاً و مصرانه از ایران می خواهیم تا به تعهدات بین الملی خود احترام بگذارد و این احکام اعدام را اجرا نکند.
وزیر امور خارجه کانادا در بخش دیگری از بیانیه خود خاطرنشان کرده است: « کانادا به شدت نگران گزارش هایی ست که از حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، مادر دو کودک حکایت می کنند که درطی مراحل قضایی فاقد شفافیت، به خیانت و به مرگ محکوم شده است.»
آقای کانن تاکید کرده است کانادا از ایران می خواهد تا اجرای این عمل غیرانسانی را متوقف کند.
وزیر امور خارجه کانادا در بخش دیگری از بیانیه خود افزوده است این احکام اعدام های قریب الوقوع بخشی از رو مراحلی هستند که از رو به وخامت گذاشتن وضعیت حقوق بشر در ایران حکایت می کنند.
آقای کانن در پایان این بیانیه بار دیگر تاکید کرده است کانادا به شدت نگران وضعیت حقوق بشر در ایران است و از حکومت ایران می خواهد تا به تعهدات خود به قوانین داخلی و بین المللی عمل کند.
دیده بان حقوق بشر : از اجرای حکم اعدام یک زن به جرم زنا جلوگیری شود

پیک ایران: قوه قضاییه ایران باید مجازات سنگسار را قطعا پایان دهد و اجرای کلیه احکام اعدام را لغو کند
(لندن، 7 ژوئیه 2010) – دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد قوه قضاییه ایران باید اجرای حکم اعدام زنی را که به جرم زنای محصنه محکوم شده لغو کند. سکینه آشتیانی، زنی 43 ساله و مادر دو فرزند که قبلا در رابطه با داشتن «روابط نامشروع» مجازات شده بود، طی بررسی مجدد پرونده جزایی وی توسط دادگاهی دیگر محکوم به جرم زنای محصنه شد و هم اکنون در معرض خطر سنگسار می باشد.
در روز 15 مه 2006، یک دادگاه جزایی در استان آذرباییجان شرقی آشتیانی را به جرم داشتن روابط ناشروع با دو مرد پس از فوت همسرش محکوم کرد. این دادگاه آشتیانی را به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم کرده بود. در ماه سپتامبر 2006، طی محاکمه مردی که به جرم قتل همسر آشتیانی متهم شده بود، دادگاه دیگری پرونده قبلی آشتیانی را در رابطه با رویدادهایی که ظاهرا قبل از مرگ همسر آشتیانی صورت گرفته بود مجددا مورد بررسی قرار داده و سرانجام او را به جرم زنای محصنه محکوم نمود. آشتیانی طی جلسات دادگاه اعتراف پیشین خود را که در دوران مراحل بازجویی ارائه کرده بود پس گرفت و ادعا کرد که اقرار وی تحت تهدید دریافت شده بود. او اتهام زنای محصنه را قطعا تکذیب می کند.
نادیا خلیفه، پژوهشگر بخش زنان دیده بان حقوق بشر گفت: «سنگسار همواره مجازاتی بی رحمانه و غیرانسانی است، به خصوص در موارد زنا که قضات مجازند بنا بر «علم خود» و به جای در نظر گرفتن مدارک متهم را محکوم کنند. دولت ایران باید فورا اجرای حکم این اعدام، و تمام اعدام ها را لغو کند».
طبق قانون مجازات اسلامی ایران، جرم زنای محصنه توسط مردان و زنان جرمی علیه خدا محسوب می شود. مجازات این جرم 100 ضربه شلاق تعزیری برای مردان و زنان مجرد است، اما مرتکبان متاهل محکوم به سنگسار می شوند. اثبات جرم زنا معمولا توسط شهادت عینی چهار مرد، سه مرد و دو زن، و یا اقرار مکرر متهم صورت می گیرد.
با وجود این، قانون مجازات اسلامی ایران به قضات این اجازه را می دهد که در موارد جرم های حدود از جمله زنا و در عدم موجودیت مدرک قاطع بنا بر علم خود گناه و یا بی گناهی متهم را تعیین کنند.
طبق نوشته اخیر آقای محمد مصطفایی وکیل آشتیانی در وبلاگ خود به عنوان «مدافع»، دو تن از پنج قاضی دادگاه رأی برائت برای موکل وی صادر نمودند. اما سه قاضی دیگر او را محکوم به جرم زنای محصنه مبنی بر علم خود کردند. بنا بر این آشتیانی با اکثریت آرای قضات محکوم گردید.
دادگاه عالی کشور حکم اعدام آشتیانی را در روز 27 مه 2007 تایید کرد. آشتیانی در حال حاضر تمام مراحل تجدید نظر را پشت سر نهاده و قوه قضاییه درخواست های متعدد او را جهت عفو و بخشش رد کرده است. آقای محمد مصطفایی چند روز پیش اطلاعیه ای صادر کرد و نگرانی شدید خود را از اعدام قریب الوقوع موکل خود ابراز نمود. آشتیانی در هم اکنون در زندان تبریز به سر می برد.
سازمان دیده بان حقوق بشر در تمام شرایط با اعدام به علت ماهیت ظالمانه، غیر انسانی و غیر قابل تغییر آن مخالف است. کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران هم امضا کننده آن است کشورهایی را که هنوز اجرای احکام اعدام را لغو نکرده اند موظف می سازد که تنها در رابطه با «جدی ترین جرم ها» این احکام اجرا شوند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد از تمام کشورها تقاضا کرده که اجرای احکام اعدام را قطعا به حالت تعلیق درآورند.
عقبنشينی دولت در پی اعتصاب بازار تهران

راديو فردا : به دنبال اعتصاب در بخشی از بازار تهران، مسئولان وزارتخانههای بازرگانی و اقتصاد و همچنين شورای اصناف روز سه شنبه نشستی برگزار کردند و اعلام شد که افزايش ۷۰ درصدی ماليات منتفی است.
محمد علی ضيغمی، معاون وزير بازرگانی، در گفت وگو با خبرگزاری مهر درباره نشست سه جانبه در خصوص تعيين ماليات گفته است:« افزايش ۷۰ درصدی ماليات اصناف منتفی شده و تنها يک اشتباه در انتقال مطلب و برداشت از قانون بودجه بوده است در حالی که آنچه در بودجه به عنوان افزايش ماليات واحدهای صنفی در سال ۸۹ بيان شده و مبنای ارزيابی قرار گرفته، نسبت به سال قبل کمتر از ۳۰ درصد افزايش داشته است.»
روز سه شنبه خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گزارش داده بود که در پی توافق نکردن سازمان امور مالياتی و اصناف درخصوص تعيين ماليات سال ۸۸، بازار بزرگ تهران شاهد تعطيلی و بسته بودن بسياری از واحدهای صنفی بود.
بر اساس اين گزارش ها، اکثر واحدهای صنفی از جمله طلافروشان و پارچهفروشان، روز سهشنبه واحدهای صنفی خود را بسته بودند.
به دنبال اعتصاب در بخش هایی از بازار تهران روز سه شنبه بعداز ظهر نشست سه جانبه مسئولان وزارتخانههای بازرگانی و اقتصاد و همچنين شورای اصناف برگزار شد و درباره تعيين مالیات توافق شد.
محمد علی ضيغمی در این زمینه گفته است:« اين توافق در جلسه امروز به امضای طرفين رسيده است و فردا نيز در اجلاس شورای اصناف کشور رئيس سازمان امور مالياتی حضور می يابد و اصناف را توجيه و به سئوالات آنها پاسخ می دهد.»
معاون وزير بارزگانی در توضيح تعيين ماليات نيز گفته است :«با توجه به اينکه تعيين ماليات بر مبنای درآمد واقعی و فعاليت واحد صنفی توسط اتحاديه ها تعيين می شود، لذا ميزان درصد افزايش وابسته به اين تعيين اتحاديه ها است. به عنوان مثال، اگر ماليات يک واحد صنفی سال گذشته ۱۰۰ هزار تومان بوده است بايد تا ۳۱ تيرماه جاری ۴۰ هزار تومان آن اظهار و نسبت به پرداخت آن نيز اقدام کنند.»
پیشتر محمد طحانپور، رئيس اتحاديه کشوری لوازم خانگی، گفته بود که «تعطيلی امروز بازار تهران، به دليل اعتراض به عملکرد سازمان امور مالياتی و عدم توافق با اصناف اتفاق افتاده و به جرئت اعلام میکنم اگر مسئولان هر چه سريعتر چارهای نينديشند، وضع بازار بدتر از اين خواهد شد».
وی اضافه کرده بود که به رغم دستور رئيسجمهور در خصوص اضافه نشدن ماليات در سال ۸۷، «اصناف ماليات خود را حتی بيشتر از حد انتظار پرداخت کردند».
پیش از اين نيز در مهرماه ۸۷، همزمان با ابلاغ قانون ماليات بر ارزش افزوده از سوی دولت محمود احمدینژاد، برخی از اصناف اصفهان دست به اعتصاب زدند که با وارد شدن اين اعتصاب به روز چهارم، طلافروشان شهرهای تبريز، تهران، مشهد و برخی شهرهای ديگر نيز به آنها پيوستند.
اعتراض مهرماه ۸۷ بازاريان شهرهای مختلف ايران، موجب عقبنشينی دولت محمود احمدینژاد را از اجرای طرح ماليات بر ارزش افزوده شد به گونهای که محمود احمدینژاد ابتدا خواستار اجرای تدريجی اين قانون شد و پس از آن اجرای قانون ماليات بر ارزش افزوده به تعويق افتاد.
تجمع خانواده دستگير شدگان 22خرداد در مقابل دادسرای تهران

كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها : روز دوشنبه حدود ساعت 11.30 تعدادی از خانواده هاي دستگيرشدگان 22 خرداد ، در مقابل درب دادسرا واقع در خیابان معلم تجمع کرده بودند وخواستار رسیدگی به وضعیت فرزندانشان بودند.
مادران و پداران دستگيرشدگان در هواي گرم حاضر نبودند كه محل را ترك كنند و وخواهان پاسخگويي مسئولين مربوطه بودند . شدت هواي گرم بصورتي بود كه اكثر مادران وپدران كه مجبوربودند گرماي هوارا تحمل كنند گرمازده شده بودند .
صدای اعتراض آنها به جای نمیرسید و كسي پاسخگو نبود . اما اين پدران ومادران كه فرزندان دلبندشان را با هزار اميدو آرزو بزرگ كرده بودند ميگفتند كه تا پاسخي نگيريم اينجا را ترك نميكنيم .
ترددات و منطقه در كنترل سربازاني بود كه با دوربين همه چيز را زير نظر داشتند وسراغ افرادي كه مي ايستادند ميرفتند و سوال وجواب ميكردند.
«کيوان صميمي» به 6 سال حبس و محروميت مادام العمر از فعاليتهاي سياسي محکوم شد
پیک ایران: شعبه 54 دادگاه تجديدنظر استان تهران راي خود درباره «کيوان صميمي بهبهاني» را اعلام کرد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران پيشتر متهم را به استناد مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامي مجموعا به 6 سال حبس و به استناد ماده 19 قانون ياد شده به محروميت مادام العمر از فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي محکوم کرده بود.
شعبه 54 دادگاه تجديدنظر ضمن تاييد مدت حبس محکوم، محروميت وي از فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را به 15 سال کاهش داد.
دادگاه تجديدنظر همچنين راي شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامي تهران در مورد «آرمان رضاخاني» را تاييد کرد.
رضاخاني به استناد مواد 514 ، 500 و 609 قانون مجازات اسلامي به 3 سال حبس و پرداخت يک ميليون ريال جزاي نقدي محکوم شده بود.


























بیان دیدگاه